السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

485

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

متعال تقاضا دارد كه بر آن ثابتش بدارد و او را به خود نزديك فرمايد . . . پس شگفتا ! ! چگونه دهلوى به خود اجازه مىدهد با تمام اين مطالب به او نسبت نكوهش دهد ؟ و مرتكب چنين گناه آشكارى شود ؟ ولى اين كار از او تازگى ندارد . بىسابقه نيست و پيشتر هم حرص و آز شديدش به افترازدن و تحريف شناخته شده است و خداوند سزادهنده است هر كسى را كه به سبب انحراف از حق ، تجاوز مىكند و حيف مىگرداند . به هر حال ، قابل ذكر است كه قاضى بانىپتى نيز نكوهش را به جزرى نسبت داده است ، جز اينكه با سخن ابن‌حجر آن را باطل كرده است و مىافزايد كه با توجّه به بسيارى شواهد اين حديث ، مىتوان حكم به صحت آن داد . . . دهلوى گويد : « پس تمسّك به اين حديث‌هاى ساختگى كه اهل سنّت آن‌ها را از دايره‌ى تمسك و احتجاج خارج كرده‌اند در مقام الزام ايشان به آن‌ها ، دليلى آشكار بر فهم فزاينده‌ى دانشمندان شيعه است ! ! » گويم : دانسته شد از آن‌چه پيشتر در اين كتاب از سخنان بزرگان پيشوايان و حافظان و دانشمندان و پژوهشگران مشهور آورده شد كه حديث « مدينةالعلم » از حديث‌هاى صحيح و اخبار معتبرى است كه به آن احتجاج شده است . . . و تمام اين‌ها گواهى دارد بر درستى استدلال اهل حق به آن در ثابت‌كردن خلافت بلافصل اميرالمؤمنين عليه السلام از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و هم‌چنين ملزم كردن كسانى كه با آن خلافت مخالفت نمودند با اين حديث شريف . . . و تعداد بسيارى از حافظان مسند ، روايت و نقل و اثبات آن را مورد توجّه قرار داده‌اند و گروهى نص بر صحّت آن كرده‌اند و گروهى آن را حسن دانسته‌اند و تعدادى تصريح كرده‌اند كه به درجه‌اى از حُسن رسيده است كه مىتوان به آن احتجاج كرد .